شعری برای استاد خوبم

بیم فروریختن از فاضل نظری


بی قرار توآم و در دل تنگم گله هاست

آه!بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟

"بال"وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هرلحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسأله ی دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه ی مسأله هاست!!!!!!!

بازگـشـتی در کار نیـست
! یک بار کـه بـروی ، بـرای هـمه عـمـر رفـته ای
...حـتی اگـر بـرگـردی

در دسترس نباشی بهتر است تا من پشت خط باشم و تو با دیگری

همیشه سخت ترین جای کار اینه که وقتی باختی تظاهر کنی که هیچی نشده!!!!

کسي که به کسي حسد مي ورزد، دليل بر آن است که به برتري او اعتراف کرده است. هراس وال پول

این روزها به طرز عجیبی با خود می جنگم تا دیده ها را نادیده و شنیده ها را نشنیده بگیرم

هر روز تكراريست

صبح هم ماجرای ساده ایست

گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند!

یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است. گاتتو

شجاعت واقعی زمانی است که شخصی بتواند از اعماق بدبختی و مشکلات به زندگی لبخند بزند(ناپلئون)

خدایا
آنانکه همه چیز دارند مگر تو را
به سخره می گیرند
آنان را
که هیچ ندارند
مگر تو را

به یاد گذشته ها!!!!هیییییییییییییییییییییییی

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه

دیگه وقته اعترافه

ما بدهکاریم به یکدیگر و به تمام " دوستت دارم" های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم

زیاد خوب نباش...
زیاد دم دست هم نباش ...
زیاد که خوب باشی، دل آدم ها را می زنی
آدم ها این روزها ، عجیب به خوبی ...
به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند
زیاد که باشی، زیــــــــــادی می شوی

دردنيايی كه براي يك تكه سيب تمام بهشتيان زمين گير شده اند چه انتظار غريبي است عدالت!!!!!

من چرک نویس احساسات تو نیستم . . . دوستت دارم هایت را جای دیگری تمرین کن


آسمان چه قدر کوچک است برای پرنده ای که نذر کرده تمام عمر پرواز کند

آره با خودتم

آهنگ جدید رضا صادقی به نام جنجال حتمآگوش بده.متآسفم

فراموشم کن و بگذر از این جنجال طولانی 

شروع قصه با من بود تو دنبال یه پایانی

نه احساس تورو می خوام نه غربت نه پشیمونی

می خوام درگیر دردی شم که می دونم نمی دونی

فراموشم کن آسونه ببین از یاد تو می رم

برات چه فرقی داره که می میرم یا نمی میرم

چه بغضی توی حرفامه چه قدر حرف تو چشام دارم

تموم خاطراتت رو تو خونه جا می زارم

برات مثل یه پل بودم جوابمو چه خوب دادی

کسی جز تو مقصر نیست خودت تو دره افتادی

ببین با من چیکارکردی ببین دیگه نمی خندم

تو بر می گردی با گریه دوباره شرط می بندم!!!!!!!



داستان پیرزن

یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته خانم نسبتا مسن محله، داشت از کلیسا برمیگشت …
در همین حال نوه اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت :
مامان بزرگ ، تو مراسم امروز ، پدر روحانی براتون چی موعظه کرد ؟!
خانم پیر مدتی فکر کرد و سرش رو تکون داد و گفت :
عزیزم ، اصلا یک کلمه اش رو هم نمیتونم به یاد بیارم !!!
نوه پوزخندی زد و بهش گفت :
تو که چیزی یادت نمیاد ، واسه چی هر هفته همش میری کلیسا ؟!!
مادر بزرگ تبسمی بر لبانش نقش بست.
خم شد سبد نخ و کامواش رو خالی کرد و داد دست نوه و گفت :
عزیزم ممکنه بری اینو از حوض پر آب کنی و برام بیاری ؟!
نوه با تعجب پرسید : تو این سبد ؟ غیر ممکنه
با این همه شکاف و درز داخل سبد آبی توش بمونه !!!
رزی در حالی که تبسم بر لبانش بود اصرار کرد : لطفا این کار رو انجام بده عزیزم
دخترک غرولند کنان و در حالی که مادربزرگش رو تمسخر میکرد
سبد رو برداشت و رفت ، اما چند لحظه بعد ، برگشت و با لحن پیروزمندانه ای گفت :
من میدونستم که امکان پذیر نیست ، ببین حتی یه قطره آب هم ته سبد نمونده !
مادر بزرگ سبد رو از دست نوه اش گرفت و با دقت زیادی وارسیش کرد گفت :
آره، راست میگی اصلا آبی توش نیست اما بنظر میرسه سبده تمیزتر شده ، یه نیگاه بنداز …!

دلگيرم.....
نه اينكه غمگين باشم...
.
.
.
دلم جايي گير است......
 

چقَـــدر دلــَـــــم می خواهـــَــــد

نامهـ بنویسمـــ ......

کاغذ و پاکتــــ هــَــــم هَســــت ...

... و یک عالمهـ حـــَـــرف !

کاشــــ ،

کسیــــ ،

جاییـــــ ،

منتظرمــــ بــــود ....

چه قدر نزدیک اما دور

حواست هست !
صداي هق هق گريه هایم..
از گلويي مي آید كه تو از رگش به من نزديك تري!!
. . خــدا ..

اینو چی جواب میدی؟

سوخته ام
از نگاهی که
هرازگاهی
گرفته می شود ازمن..
تقدیر چنین است
گاهی بیایند
و همیشه بروند.....

خستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم

خسته ام از آدمایی که میگن:

"تو خیلی خوبی"،"من لیاقت تو رو ندارم"

بی لیاقت های عزیز...........!!!!

حداقل واسه دلیل رفتنتون یه ریزه خلاقیت به خرج بدین. . ......................

.

من....

لطفاً از من دوری کنید !
من ناقل بدترین بیماری مهلک بشری هستم ...
.
.
.
.
... .
.
.
.
من ؛ عاشقم ... !!!

هنوز مواظبمی؟؟؟؟

این آخرین بارم بود!

دیگر احساسم را بری کسی عــریـــــان نمیکنم ..

صداقت، یعنی حماقت!

هنوز هم هستند

دخترانی عاشق


که تنشان بوی محبت خالص میدهد
...
بکرند

نابند

احساسشان دست نخورده است

لمس نشده اند

باور نکرده اند ...تحقیر نشده اند

آری هنوز هم هستند

نادرند کمیابند

پاکند

وقتی قرار میشود روزی کنار کودکی لالایی بخوانند

شرمشان نمیشود از نام مادر

و زیر آغوش همسرشان چشمانشان را نخواهند بست که

با رویای دیگری سر کنند

ناب ناب تمام عیار

کاری ازم بر نیومد

من زانو هایم را به آغوش کشیده بودم

وقتی تو برای آغوش دیگری زانو زده بودی.......!

خودش می دونه دیگه

آهای

شمایی که کسی دوستتان دارد

.

.

.

بله با شما هستم!!!

هیچی

خوش به حالتان

 آن که می گوید دوستت دارم _ دل اندوهگین شبی ست _ که مهتابش را می جوید _ ای کاش عشق را زبان سخن بود _ شاملو

منطقی باش

فرار نکن.. زمين به شکل احمقانه اي گـِـرد است