سال هاست راست می نویسم
اما خودم آنها را خواهم خواند.
"صمیمانه ترین نامه آنهاییست که برای هیچ کس نوشته می شوند.
راست ترین نامه ها همین هایند."
اما خودم آنها را خواهم خواند.
"صمیمانه ترین نامه آنهاییست که برای هیچ کس نوشته می شوند.
راست ترین نامه ها همین هایند."
فرقی نمی کند با چه کسی
در بارۀ چه چیزی حرف می زنم
تو مثل تکیه کلام
در دهانم اتّفاق می افتی
گذشتــــــه ای که حالمــــــان را گرفتــــــه است
آینــــــده ای که حالــــــی برای رسیدنــــــش نداریــــــم
وحالــــــی که حالمــــــان را بهــــــم میزنــــــد
عجب ، ...
چه زندگــــــی شیرینــــــی
صدای قلب نیست
صدای پای توست
که شب ها در سینه ام می دوی
کافی ست کمی خسته شوی
کافی ست بایستی
گرگ هم که باشی
عاشق بره ای خواهی شد
که تو را به علف خوردن وا می دارد
و رسالت عشق این است
شدنِ آنچه نیستی !
همراه بسیار است، اما همدمی نیست
مثل تمام غصهها، این هم غمی نیست
دلبستهی اندوه دامنگیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست
کار بزرگ خویش را کوچک مپندار
از دوست دشمن ساختن کار کمی نیست
چشمی حقیقت بین، کنار کعبه میگفت
انسان فراوان است، اما «آدمی» نیست
در فکر فتح قلهی قافم که آنجاست
جایی که تا امروز بر آن پرچمی نیست
چهار پایه نداشتند
قانون را
زیر پایم گذاشتند
در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند ،
که امروز ، اینقدر دیوانه وار ،
تشنه ی “بازی کردن” با آدم هایی؟!
خداوندا؛
خط و نشان دوزخت را
برایم نکش،
جهنم تر از نبودنت،
جایی را سراغ ندارم.!!!
گاهي بايدبيرحم بود نه بادوست نه بادشمن که باخودت!! وچه بزرگت ميکند آن سيلي که خودت ميخواباني برصورتت!
این روزهــا ، ...
هر جایی را که نگاه می کنم پـــــــــ ـر است از وجود آدم های" بی وجـــ ـود " ...
هرگز پیدا نشد
جسد آنانی که ادعا میکردند
برایمان میمیرند ...
اگر مريم مقدس در همه تصاوير به صورت محجبه ظاهر شده، شما چطور میتوانید از من بخواهید که قانون منع حجاب را امضا کنم؟ روبرتو ماروني - وزیر کشور ایتالیا
یاد پدر افتادم که میگفت: “نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدمها که عقیدهات را میپرسند، نظرت را نمیخواهند. میخواهند با عقیدهی خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدمها بیفایده است.”
جمله ی بالا از خانم زویا پیرزاد نویسنده کتاب “چراغها را من خاموش میکنم” است.
خدا خیر بدهد کفش های بندی را...
که رفتنت را حتی دقیقه ای به تأخیر می اندازد...
والت: فکر میکردم از بلندی میترسی.
تراویس: از بلندی نمی ترسم ....از سقوط می ترسم!
( قسمتی از دیالوگ فیلم پاریس - تگزاس از ویم وندرس )
تــــــــقــــــــدیـــــــر
تقویم انسانهای عادی است
تــــــغــــــیــــــیـــــر
تدبیر انسانهای عالیست
هرشب
مرا میبخشد
خداوند
و شیطان
هرصبح
با لبخند بیدارم میکند...