شبلی به درویشی رسید که سخت می گریست.
گفت چرا می گریی؟
گفت دوستی داشتم ، بمُرد
گفت ای نادان! چرا دوستی گیری که بمیرد!
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 8:55 توسط مریم سادات جواهرزاده
|
شبلی به درویشی رسید که سخت می گریست.
گفت چرا می گریی؟
گفت دوستی داشتم ، بمُرد
گفت ای نادان! چرا دوستی گیری که بمیرد!
"تذکره اولیای عطار"