دسته گل
فریاد و آه و ناله و هرچیز از این قبیل!
تو ساکتی و عشق تو در من به قال و قیل
تو ساکتی و عشق تو در من به قال و قیل
حرفی به من بزن! که بدانم هنوز هم…
حتا اگر نباشم، روزی به هر دلیل
در وصف عشق هرچه شنیدیم ناقص است
چیزی شبیه قصهی تاریکی است و فیل
کوتاه اگرچه آمدهام، همتت بلند
دستت اگر رسید به خرمای بر نخیل
*
زنها همیشه دسته گلی آب دادهاند!
اینجا به رود کرخه و آنجا به رود نیل…
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 20:32 توسط مریم سادات جواهرزاده
|