خستم بابا خیلی!
هنوز منتظرم !
وسط یک شب تابستانی ؛
که از شدت تب عرق کرده ام ،
بیایی ...
بیدارم کنی و بگویی :
چیزی نیست !
همه را خواب می دیدی ... !!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:20 توسط مریم سادات جواهرزاده
|